مژدۀ عیسی مسیح برای معتادان

نالهٔ آنها را شنیده ام، و برای رهانیدنشان نزول کرده ام.  کتاب مقدس

 

free sin chain freedom salvation

درخواست دعادرخواست انجیلکمک از کلام خداتماس با ما

 

عیسی گفت: می خواهم.
آنها افراد مطرود و منفور جامعه به حساب می آمدند و در جوامعی خاص خود و حتی دور از خانواده  زندگی می کردند؛ همه می پنداشتند که آنها جذامی و گناه کارند. هیچ امیدی به بازگشت مجدد آنان نبود؛ خانواده ها آنها را بیرون می راندند؛ جامعه آنها را در خود جای نمیداد و رهبران مذهبی هیچ دستگیری از ایشان نمی کردند و حتی به جای یاری رساندن؛ به محکوم کردن کسانی که از این بیماری هولناک رنج می بردند می پرداختند و با توجه به قوانین مذهبی کسی اجازه لمس کردن جذامی ها را نداشت.
به طور کامل

 

شهادت در رابطه با گناهان جنسی؛ الکل؛ و اعتیاد به کار
سلام دوستان؛ امروز من سپاسگذارم از خداوند عیسی مسیح و جلال را به او میدهم که مرا آزاد کرد تا بی هیچ گونه احساس گناه و یا شرم ساری به زندگی تاریک خود قبل از یافتن حیات و نجات توسط مسیح اشاره نمایم؛ باشد که خداوند جلال یابد و شما دوستان نیز در تجربه من شریک باشید و بدانید که عیسی همان خداوند قادر  مطلق است؛ خدای محبت که هیچ کس را محکوم نمی کند بلکه با فیض عظیم خود در پی نجات شماست.
به طور کامل

 

شهادت در ارتباط با اعتیاد به مواد مخدر و هروئین
اکثر ما انسانها در اسارت به سر می بریم. در اسارت یک سری چیزهای پوچ مثل الکل؛ سکس؛اعتیاد و غیره... که همگی زندگی ما را به تباهی می کشند و ما را بازیچه دست شیطان قرار می دهند.
به طور کامل

 

شهادت رضا از ایران- اعتیاد به سیگار؛ شهوت و از هم پاشیدگی زندگی زناشویی
دوستان عزیزم من قبلا مسلمان بودم؛ در مورخه ۱۳۸۸/۲/۲۵تصمیم گرفتم عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرم. اما دوست دارم شرح حال خود را در لحظه ای که ایمان آوردم  و حال که این مکتوب را برای شما می نویسم بیان کنم؛ در آن لحظه که در کنار یکی از دوستان ایماندار مسیحی خود که بشارت عیسی مسیح را از او شنیده بودم و داشتم به گناهان خود در حضور مسیح اعتراف می کردم و مشغول دعا برای پذیرش عیسی به عنوان منجی خود بودم اتفاق شگفتی بر من گذشت
به طور کامل

 

یک دعوت
این دعوتی است آزاد از سوی عیسی مسیح برای شما: " بیایید نزد من ای تمامی زحمت کشان و گرانباران؛ که من به شما آسایش خواهم بخشید. انجیل متی ۱۱:۲۸"
دعوت عیسی مسیح

 

آیاتی از انجیل عیسی مسیح

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عیسی گفت: می خواهم.

آنها افراد مطرود و منفور جامعه به حساب می آمدند و در جوامعی خاص خود و حتی دور از خانواده  زندگی می کردند؛ همه می پنداشتند که آنها جذامی و گناه کارند. هیچ امیدی به بازگشت مجدد آنان نبود؛ خانواده ها آنها را بیرون می راندند؛ جامعه آنها را در خود جای نمیداد و رهبران مذهبی هیچ دستگیری از ایشان نمی کردند و حتی به جای یاری رساندن؛ به محکوم کردن کسانی که از این بیماری هولناک رنج می بردند می پرداختند و با توجه به قوانین مذهبی کسی اجازه لمس کردن جذامی ها را نداشت.

بنابراین میتوان درک کرد که هیج امید یا چشم اندازی از تغییر برای آنان وجود نداشت. دیگر کسی آنها را نمی خواست و هیچ استفاده ای نداشتند. زمانی آنها می توانستند شهروندان مهمی باشند و سهم مشارکتی قابل توجهی را در جامعه  به خود اختصاص دهند. حداقل آنها می توانستند نقش یک پدر؛ مادر؛برادر و یا خواهری را بر عهده داشته باشند. ولی دیگر اهمیتی نداشت؛ آنها اکنون جذامی بودند. روح آنها صدمه دیده بود و تنها کاری که میتوانستند انجام دهند انتظار کشیدن برای مرگ بود.

اما چرا جامعه باید چنین رفتاری را با این مردمان در پیش می گرفت؟ یک دلیل این بود که جزام یک بیماری مسری بود که در آن زمان هیچ درمانی نداشت؛ اما این تنها قسمتی از مشکل بود چرا که جزامیان از دیدگاه مردم افرادی نجس و ناپاک بودند و جزام برابر گناه بود. بنابراین آنان نه نتها مریض بودند بلکه گناه کار نیز به شمار می آمدند. از این رو مطلقا هیچ همدردی با آنان صورت نمی گرفت. در حقیقت چنین فکری بین مردم وجود داشت که آنها افرادی بیمار هستند اما تنها و تنها یک دلیل برای این بدبختی آنان وجود داشت " گناهکاری خود این افراد" .

انجیل گزارشی ثبت می کند مبنی بر اینکه یک جزامی خود را به عیسی مسیح میرساند "چون عیسی از کوه پایین آمد؛ جمعیتی انبوه از پی او روانه شدند. در این هنگام مردی جزامی نزد او آمد و در برابرش زانو زد و گفت: سرورم اگر بخواهی میتوانی پاکم سازی. عیسی دست خود را دراز کرده او را لمس نمود و گفت: می خواهم پاک شو!  در دم جذام او پاک شد. انجیل متی ۸: ۱-۳"

عیسی آن مرد را محکوم نکرد و یا به پند دادن به او نپرداخت؛ بلکه عیسی مسیح به سادگی به درخواست آن مرد پاسخ داد؛ او را لمس کرد و بیماری وحشتناک او را شفا داد.

کتاب مقدس می گوید عیسی زنده همان بود؛ هست و تا ابد همان خواهد بود و پاسخ او همچنان این است "می خواهم" ؛ تنها چیزی که باید بگویید این است: "عیسی خداوند؛ اگر بخواهی می توانی پاکم سازی" . او با آغوشی باز منتظر شماست.

یک دعوت

این دعوتی است آزاد از سوی عیسی مسیح برای شما: " بیایید نزد من ای تمامی زحمت کشان و گرانباران؛ که من به شما آسایش خواهم بخشید. انجیل متی ۱۱:۲۸"

بالای صفحه

 دعوت عیسی مسیح

 

 

شهادت در رابطه با گناهان جنسی؛ الکل؛ و اعتیاد به کار

شهادت نامه مسیحی

سلام دوستان؛ امروز من سپاسگذارم از خداوند عیسی مسیح و جلال را به او میدهم که مرا آزاد کرد تا بی هیچ گونه احساس گناه و یا شرم ساری به زندگی تاریک خود قبل از یافتن حیات و نجات توسط مسیح اشاره نمایم؛ باشد که خداوند جلال یابد و شما دوستان نیز در تجربه من شریک باشید و بدانید که عیسی همان خداوند قادر  مطلق است؛ خدای محبت که هیچ کس را محکوم نمی کند بلکه با فیض عظیم خود در پی نجات شماست.

من با توجه به عمق بیماریها و ناهنجاریای جنسی در جامعه ایران که بر اثر تعصبات شدید مذهبی در این سرزمین ریشه دوانده و شریر از آن برای اسارت جامعه سود می برد؛ در سن ۱۶ سالگی با خود ارضایی آشنا شدم( سن آشنایی و اعتیاد به این امر که بالای ۹۰%  درصد جامعه را در بر میگیرد اکنون ۱۰-۱۱ سال و کمتر نیز می باشد) و در دام این اعتیاد جنسی افتادم که حدود۱۰سال تداوم داشت و به چنان بتی در زندگی من تبدیل گردید که حتی با تمام تنفر خود از آن؛ قادر به شکستنش نبودم؛ در سن ۱۷ سالگی با فیلمهای سکس آشنا شدم و بهترین دوران پیشرفت من تحت الشعاع قرار گرفت و این امر خود به خود باعث به وجود آمدن بیماریهای روحی در من گردید چرا که کاملا با درون حقیقت جو و افکار من در تناقض بود؛ بدون هیچ راهنمایی؛ مشاوره ایی و کمکی به مانند اکثر نوجوانان ایرانی در حال رشد با این فرهنگ بودم؛ پس از ورود به دانشگاه در معرض سیل عظیم تصاویر سکس و فیلمهای مستهجن قرار گرفتم و همچنان ضمن تلاش برای خروج از این اعتیاد ( اعتیاد به تصاویر و خود ارضایی) روزبه روز بیشتر در آن فرو می رفتم؛ بیماریها و ناهنجاریهای شایع در روابط میان دختران و پسران بسیار شایع بود و بسیار مرا آزار میداد؛ در دوران دانشگاه به اصطلاح عاشق یکی از همکلاسی های خود شدم؛ دختری زیبا و پر جنب و جوش؛ ولی در عمل دیدم که از بیماری های شدید روحی رنج می برد و در کمال ناباوری با یک آخوند در  ارتباط است و به هر چیزی دست می اندازد تا غرق نشود؛ در همین حین نیز به خاطر همین مشکلات روحی خود با صمیمی ترین دوست دوران خدمت سربازی و دانشگاه من رابطه برقرار نمود و کل وجود من را در هم کوبید؛ برای حدود بیش از دو سال هنوز قادر به تحمل زندگی نبودم و در افسردگی شدیدی به سر میبردم؛ بلافاصله به دنبال راه نجاتی برای خود بودم؛ تا آن روز هیچ توجهی به اسلام نداشتم ولی برای نجات خود دست به هر کاری میزدم؛ به سمت نماز و اسلام و این چیزها رفتم ولی در عرض مدت کوتاهی پی بردم که خود این مذهب ریشه مشکلات من است ( آشنایی زیادی به قرآن دارم؛ تاریخ اسلام؛ عبادت در محرم). برای تلافی شکستهایم اقدام به ازدواج موقت (صیغه) با یک خانم نمودم؛ همبستری با این خانم از هر جهنمی برای من بدتر بود و گویی چیزی در درون من فریاد میکشید و صدای مرگ آخرین قسمتهای وجود خود را می شنیدم؛ به زودی و در مدت کوتاهی از وی جدا شدم؛ اکنون باید راه دیگری برای نجات من وجود می داشت؛ بله اینبار پول و قدرت خرید آن در ذهن من بود؛ طولی نکشید در کنار اعتیاد های دیگر موجود در خودم؛ به کار کردن نیز معتاد شدم تا دردهای وارد شده بر خود را با آن درمان کنم؛ شب و روز کار می کردم؛ یک مجتمع خدمات خودرو؛ شرکت بازرگانی و پیمانکاری و .... شب تا ساعت ۳-۴ صبح کار می کردم؛ در کامپیوتر خود ضمن فرستادن ایمیل تجاری با تصاویر سکس مشغول می شدم؛ به گفته کتاب مقدس" کار می کردم و مزد خود را در کیسه سوراخ دار می گذاشتم" . دیری  نپایید که در اوج موفقیت شغلی خود؛ اینبار نیز پوچی این روش به من حمله کرد؛ خوشبختانه آن روزها چیزهایی از عیسی مسیح شنیدم ؛ در همین حین بود که شریر آخرین حملات را به من می کرد؛ به الکل اعتیاد پیدا کردم؛ در اوج مستی رانندگی می کردم( یادم می آید چون از عیسی می دانستم ؛ از او می خواستم که اگر وجود دارد؛ کمک کند به کسی با ماشین صدمه نزنم ولی مردن خودم برام اهمیتی نداشت). به هنگام مستی چون از خودم متنفر بودم حتی چندین بار در طول یک شب به شکل دیوانه واری خود ارضایی می کردم و روح شریر هر بار بیشتر و بیشتر من را محکوم می کرد و به مرگ سوق میداد؛ چیزی که یادم هست این است که فریاد زدم و گفتم اگر عیسی تو وجود داری من را رها کن و نجاتم بده؛ من انسانی بودم که از سرپرستی کودکان بی سرپرست و خیلی کارهای خوب دیگر به این مرحله رسیده بودم؛ کارهای خوب من نیز به داد من نمی رسید و به کمکم نمی آمد. بعد از خواستن از عیسی مسیح در حین مستی و شهوت؛ درست وقتی که داشتم به سمت سقوط پیش می رفتم به یکباره زندگی من دگرگون شد؛ بعد از چند روز متوجه شدم از الکل استفاده نمی کنم ؛ بت خود ارضایی در هم شکسته بود؛ بله عیسی وارد زندگی من شده بود؛ او این بتها را در هم شکست؛ آرامش در من ساکن شد؛ محبت؛ همه را و خودم را بخشیدم؛ اکنون شریر بر من قدرتی نداشت؛ من دیگر در حیات بودم؛ گویی تازه متولد شدم؛ دیگر گناهان من به یادم نمی آمد و عیسی نیز به من می گفت که دیگر گناهان من را به یاد نمی آورد؛ بله من با او در صلیب مرده و زنده شدم؛ رایگان و بدون هیچ بهایی چون عیسی تمام بها را در صلیب پرداخته بود. تمام دوستان بی ایمان خود را ترک کردم و وارد خانواده الهی شدم؛ خود عیسی با من به کوه و گردش و تفریح می آمد و من را وارد خانواده الهی خود کرد؛ اکنون در آرامش پدر آسمانی خود ساکن هستم و خود را در ارداه او که سرتاسر نیکویی است رها کردم. باید بگویم آنقدر این تصاویر سکس در این ده- دوازده سال مغز و فکر من را  مسموم کرده بود که حتی بعد از نجات نیز تا مدتی  جلوی چشمان من بودند و شریر می خواست من را دوباره ببلعد ولی با دعا از عیسی خواستم و او این اثرات را نیز به کل پاک کرد.  جلال بر نام خداوند عیسی مسیح باشد که شما عزیزان نیز در عیسی مسیح نجات را تجربه کنید و آزاد شوید. آمین

دوستی از ایران

بالای صفحه

دعوت عیسی مسیح

 

شهادت در ارتباط با اعتیاد به مواد مخدر و هروئین – صمد از ایران

 

حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد." کتاب مقدس"

 

اکثر ما انسانها در اسارت به سر می بریم. در اسارت یک سری چیزهای پوچ مثل الکل؛ سکس؛اعتیاد و غیره... که همگی زندگی ما را به تباهی می کشند و ما را بازیچه دست شیطان قرار می دهند.

اکثر ما از این اسارت خود آگاهی داریم و در تلاشیم که از این اسارت رهایی یابیم در حالی که دو دسته دیگر از انسانها نیز وجود دارند؛ یک عده از آنها از اسارت خود آگاهند ولی در صدد رهایی از آن بر نمی آیند و مایل هستند در این موقعیت بمانند و عده ای دیگر نیز از اسارتی که در آن به سر می برند بی خبر هستند.

من جزو کسانی بودم که از اسارت خود آگاهی داشتم و همواره در صدد رهایی از آن بر می آمدم و در تلاش برای رهایی به هر کاری دست می زدم؛ من در ایران زندگی می کنم ۲۷ سال دارم و سابقه اعتیاد من به مواد مخدر حدود ۸ سال بود و در حدود ۱۲ سال هم معتاد به سیگار بودم. در اویل فقط سیگاری بودم ولی آرام آرام به سمت مواد مخدر رو آوردم؛ در اویل اعتیاد  تمایل زیادی به حشیش داشتم و به فراوانی از آن استفاده می کردم؛ پس از مدتی به خدمت اجباری سربازی  رفتم و در آنجا با دوستانی مثل خودم آشنا شدم که همگی معتاد بودند؛ از آنجا که در پادگان افسردگی شدیدی رو تجربه می کردم بیشتر از قیل نیز حشیش مصرف می کردم و این باعث شد تا جسم و روحم بیشتر و بیشتر پژمرده و افسرده گردد. در اینجا بود که به هروئین رو آوردم. پس از اتمام خدمت سربازی به شهر خودم برگشتم و مشغول کار شدم و همچنان به مصرف هروئین ادامه دادم. چندین بار سعی کردم آن را ترک کنم ولی به هیچ شکل قادر به ترک نبودم؛ چندین بار نیز برای مدت بسیار کوتاهی ترک کردم ولی باز نمی توانستم از بند اعتیاد رهایی یابم.

در اوایل خوب کار می کردم ولی به مرور هروئین همه چیز را از من گرفت و اولین چیز ؛ اعتماد به نفس و اراده من بود که از ریشه خشکید. دیگر مثل سابق قادر به کار کردن نبودم و هر در آمدی را هم که داشتم صرف خرید مواد مخدر می کردم؛ هروئین بر من حکومت می کرد و کنترل زندگی من عملا  در دست این "خاک سفید" بود. در ابتدا مثل یک مارمولک کوچولو به نظر می رسید ولی پس از وارد شدن به زندگی من تبدیل به اژدهایی شکست ناپذیر شده بود که هدفش نابودی من بود؛ در ابتدا اراده من و بعد اعتبار و آبروی من در خانواده و جامعه بود؛ آخرین مورد هم جانم بود که می خواست از من بگیرد.

به اشاره کتاب مقدس این اژدها همان شیطان بود که با قرار دادن بت های مختلف در زندگی انسانها آنها را به نابودی و تباهی می برد؛ شیطان با استفاده از بت مواد مخدر من را بازیچه و ابزار خود کرده بود و به خاطر دریافت مواد مخدر به هر کار پستی می کشاند. از مدت ۸ سال اعتیاد؛ ۵ سال آن را هروئین کشیده بودم و در اواخر هم به تزریق هروئین می پرداختم. حداقل نزدیک به ۲۰ بار ترک کردم؛ چندین بار در بیمارستان ترک کردم و چندین با نیز در خانه و بدون استفاده از قرص و دفعات زیادی نیز به دکتر مراجعه کردم؛ حتی چند بار نیز با تهیه قرص و شربت ترک اعتیاد از بازار اقدام به ترک کردم ولی همچنان پس از مدت کوتاهی شروع به مصرف هروئین می کردم.

دیگر خسته شده بودم ؛ از همه چیز خسته بودم و از خودم؛ می خواستم نجات پیدا کنم اما قادر به نجات دادن خود نبودم؛ دیگر از همه و همه چیز قطع امید کرده بودم؛ در همین حال با توجه به اینکه من در یک خانواده بسیار مذهبی مسلمان زندگی می کنم  به الله پناه بردم ولی این خدا هم به داد من نمی رسید؛ چقدر او را التماس کردم تا مرا کمک کند؛ اعتراف کردم که عاجز و درمانده هستم تا مرا با قدرت خودش آزاد سازد ولی هیچ پاسخی دریافت نکردم؛ تا اینکه دیگر به او نیز بد و بیراه می گفتم که تو خدا نیستی؛ اگر واقعا وجود داشتی به من کمک می کردی؛ همینطور گذشت تا اینکه خداوند خود را در عیسی مسیح بر من آشکار کرد و من از طریق یک نفر کلام او را دریافت کردم؛ با ایمان به عیسی مسیح بود که زندگی من دگرگون شد؛ عیسی خداوند من را از بند اعتیاد رهایی داد و آن اژدها را در هم شکست و به من قوت داد تا در راستی و پاکی زندگی کنم و در آرامش او ساکن شوم. کلام خداوند می گوید " نه به قدرت و نه به قوت بلکه به روح من" ما می توانیم با قدرت روح خداوند که در عیسی مسیح تجلی می یابد تمام این بتها را در زندگی خود نابود کنیم و از میان برداریم.

عیسی مسیح ۲۰۰۰ سال پیش بیماران را شفا می داد و گناهان آنها را می بخشید و حیات را به آنها هدیه می کرد؛ او اکنون نیز زنده است؛ همان عیسی که بود و هست و خواهد بود. او امروز می خواهد وارد قلب انسانها بشود و به آنها حیات ببخشد و در کنار آنها باشد" او در کلام خود می گوید: بیایید نزد من ای تمامی زحمت کشان و گرانباران که من به شما آرامی خواهم بخشید .

اکنون۲ سال است که به مسیح ایمان آورده ام  و دیگر هیچ نیازی به سیگار و مواد مخدر در خود احساس نمی کنم بلکه در محبت عیسی مسیح و در آرامش او ساکن گردیده ام.

بالای صفحه

دعوت عیسی مسیح

 

شهادت رضا از ایران- اعتیاد به سیگار؛ شهوت و از هم پاشیدگی زندگی زناشویی

 

این نوشته را تقدیم می کنم به خداوند ما عیسی مسیح که خون خود را به خاطر ما فدا کرد.

دوستان عزیزم من قبلا مسلمان بودم؛ در مورخه ۱۳۸۸/۲/۲۵تصمیم گرفتم عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرم. اما دوست دارم شرح حال خود را در لحظه ای که ایمان آوردم  و حال که این مکتوب را برای شما می نویسم بیان کنم؛ در آن لحظه که در کنار یکی از دوستان ایماندار مسیحی خود که بشارت عیسی مسیح را از او شنیده بودم و داشتم به گناهان خود در حضور مسیح اعتراف می کردم و مشغول دعا برای پذیرش عیسی به عنوان منجی خود بودم اتفاق شگفتی بر من گذشت؛ به هنگام دعا وقتی با دوستم دست در دست هم دعا می کردیم نیرویی به آرامی از نوک انگشتان من وارد بدنم شد و به آرامی و در حین دعا به قلبم نزدیک تر می شد؛ وقتی دعا تمام شد گویی کاسه ایی آب خنک بر وجود تشنه من ریخته شد و حس آرامش عجیبی در من به وجود آمد؛ گویی که بار سنگینی را از دوش من برداشته بودند. در مدت کوتاهی که از آن روز می گذرد زندگی من دست خوش تحولات عظیمی شده که در زیر شرح می دهم:

·        ۱۸ سال بود که به سیگار اعتیاد داشتم و به مدت ۱۶ سال سعی کرده بودم آنرا کنار بگذارم ولی با توجه به اینکه روزی یک پاکت سیگار می کشیدم حتی برای چند روز قادر به ترک آن نبودم؛ اکنون هیچ احساس نیازی به سیگار ندارم و آنرا کاملا کنار گذاشته ام.

·         زیاد دروغ می گفتم و اکنون به طرز معجزه آسایی از دروغ گفتن امتناء می کنم.

·         شهوات نفسانی بزرگترین نقطه ضعف من بود که به کلی از من پاک شده.

·         آرامشی که به آن دست یافته ام همیشه آرزوی قلبی من بوده.

اکنون همسرم و دختر کوچکم که مرا ترک کرده بودند دوباره با من زندگی می کنند و همسرم از این همه تغییر در من شگفت زده است.

 بالای صفحه

 

 دعوت عیسی مسیح

 

آیاتی از انجیل عیسی مسیح

 

آری ما آزادیم، زیرا مسیح ما را رهائی بخشید.  پس در این آزادی استوار باشید و نگذارید که بار دیگر یوغ بندگی به گردن شما گذاشته شود.

زیرا همۀ فرزندان خدا بر این جهان غلبه یافته اند و ما این پیروزی را بوسیلۀ ایمان بدست آوردیم. و کسی بر جهان پیروز نمی شود مگر آن کسی که ایمان دارد که عیسی، پسر خدا است!

من بوسیلۀ مسیح که مرا تقویت می کند ، به انجام هر کاری قادر هستم.

 بالای صفحه