تعالیم  عیسی  مسیح

  تماس با ما       پیوندها      صفـۀ اصلی 

دسترسی به انجیل عیسی مسیح

در خواست دعا

 

توکل بر خدا

دعا

شبان نیکو

خوشبختی واقعی

بهای پیروی از مسیح

آب حیات

عیسی یگانه راه به سوی خدا

حکم اعظم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توکل بر خدا

پس به شاگردان خود گفت: «از این جهت به شما می‌گویم که اندیشه مکنید بجهت جان خودکه چه بخورید و نه برای بدن که چه بپوشید.

 جان از خوراک و بدن از پوشاک بهتر است.

 کلاغان را ملاحظه کنید که نه زراعت می‌کنندو نه حصاد و نه گنجی و نه انباری دارند و خدا آنهارا می‌پروراند. آیا شما به چند مرتبه از مرغان بهترنیستید؟

 لوقا  22:12  24:12

بالای صفحه

 

 

 

 

دعا

 «و چون عبادت کنی، مانند ریاکاران مباش زیرا خوش دارند که در کنایس و گوشه های کوچه‌ها ایستاده، نماز گذارند تا مردم ایشان راببینند. هرآینه به شما می‌گویم اجر خود راتحصیل نموده‌اند.

لیکن تو چون عبادت کنی، به حجره خود داخل شو و در را بسته، پدر خود راکه در نهان است عبادت نما؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد.

و چون عبادت کنید، مانند امت‌ها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان می‌برند که به‌سبب زیاد گفتن مستجاب می‌شوند.

پس مثل ایشان مباشید زیرا که پدر شماحاجات شما را می‌داند پیش از آنکه از او سوال کنید.

«پس شما به اینطور دعا کنید: "ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.

ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیزقرضداران خود را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما رارهایی ده.

«زیرا هرگاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهدآمرزید.

اما اگر تقصیرهای مردم را نیامرزید، پدر شما هم تقصیرهای شما را نخواهد آمرزید.

متي 5:6  15:6

بالای صفحه

 

 

 

 

 

شبان نیکو

  آنگاه عیسی بدیشان باز‌گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که من در گوسفندان هستم.

 جمیع کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند.

 من درهستم هر‌که از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد.

 دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند.

«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان می‌نهد.

 اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ می‌آید، گوسفندان را گذاشته، فرار می‌کند و گرگ گوسفندان را می‌گیرد وپراکنده می‌سازد.

 مزدور می‌گریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست.

 من شبان نیکو هستم و خاصان خود را می‌شناسم وخاصان من مرا می‌شناسند.

 چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را می‌شناسم و جان خود رادر راه گوسفندان می‌نهم.

 و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.

 و از این سبب پدر مرادوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن راباز گیرم.

 کسی آن را از من نمی گیرد، بلکه من خود آن را می‌نهم. قدرت دارم که آن را بنهم وقدرت دارم آن را باز گیرم. این حکم را از پدرخود یافتم.»

باز به‌سبب این کلام، در میان یهودیان اختلاف افتاد.

 بسیاری از ایشان گفتند که «دیودارد و دیوانه است. برای چه بدو گوش می‌دهید؟»

دیگران گفتند که «این سخنان دیوانه نیست. آیا دیو می‌تواند چشم کوران را بازکند؟»

 يوحنا 7:10  21:10

بالای صفحه

 

 

 

 

 

خوشبختی واقعی

خوشابحالها و گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست شاگردانش نزد اوحاضر شدند.

آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت:

«خوشابحال مسکینان در روح، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است.

خوشابحال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.

خوشابحال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد.

خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیراایشان سیر خواهندشد.

خوشابحال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهدشد.

خوشابحال پاک دلان، زیرا ایشان خدا راخواهند دید.

خوشابحال صلح کنندگان، زیراایشان پسران خدا خوانده خواهند شد.

خوشابحال زحمت کشان برای عدالت، زیراملکوت آسمان از آن ایشان است.

خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند، وبخاطر من هر سخن بدی بر شما کاذبانه گویند.

خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است زیرا که به همینطور بر انبیای قبل از شما جفامی رسانیدند.

متي 1:5  12:5

بالای صفحه

 

 

 

 

 

بهای پیروی از مسیح

و هنگامی که جمعی کثیر همراه اومی رفتند، روی گردانیده بدیشان گفت:

 «اگرکسی نزد من آید و پدر، مادر و زن و اولاد وبرادران و خواهران، حتی جان خود را نیز دشمن ندارد، شاگرد من نمی تواند بود.

و هر‌که صلیب خود را برندارد و از عقب من نیاید، نمی تواندشاگرد من گردد.

«زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اول ننشیند تا برآورد خرج آن رابکند که آیا قوت تمام کردن آن دارد یا نه؟

 که مبادا چون بنیادش نهاد و قادر بر تمام کردنش نشد، هر‌که بیند تمسخرکنان گوید،

 این شخص عمارتی شروع کرده نتوانست به انجامش رساند.

 یا کدام پادشاه است که برای مقاتله باپادشاه دیگر برود، جز اینکه اول نشسته تامل نماید که آیا با ده هزار سپاه، قدرت مقاومت کسی را دارد که با بیست هزار لشکر بر وی می‌آید؟

 والا چون او هنوز دور است ایلچی‌ای فرستاده شروط صلح را ازاو درخواست کند.

«پس همچنین هر یکی از شما که تمام مایملک خود را ترک نکند، نمی تواند شاگرد من شود.

لوقا  25:14  33:14

بالای صفحه

 

 

 

 

 

آب حیات

و چون خداوند دانست که فریسیان مطلع شده‌اند که عیسی بیشتر از یحیی شاگردپیدا کرده، تعمید می‌دهد،

 با اینکه خود عیسی تعمید نمی داد بلکه شاگردانش،

 یهودیه راگذارده، باز به‌جانب جلیل رفت.

و لازم بود که از سامره عبور کند

 پس به شهری از سامره که سوخار نام داشت، نزدیک به آن موضعی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود رسید.

 و در آنجا چاه یعقوب بود. پس عیسی از سفر خسته شده، همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب به ساعت ششم بود.

 که زنی سامری بجهت آب کشیدن آمد. عیسی بدو گفت: «جرعه‌ای آب به من بنوشان.»

 زیرا شاگردانش بجهت خریدن خوراک به شهر رفته بودند

زن سامری بدو گفت: «چگونه تو که یهود هستی ازمن آب می‌خواهی و حال آنکه زن سامری می‌باشم؟» زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند.

 عیسی در جواب او گفت: «اگر بخشش خدا را می‌دانستی و کیست که به تو می‌گوید آب به من بده، هرآینه تو از او خواهش می‌کردی و به تو آب زنده عطا می‌کرد.

 زن بدو گفت: «ای آقادلو نداری و چاه عمیق است. پس از کجا آب زنده داری؟

 آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگترهستی که چاه را به ما داد و خود و پسران و مواشی او از آن می‌آشامیدند؟»

 عیسی در جواب اوگفت: «هر‌که از این آب بنوشد باز تشنه گردد،

 لیکن کسی‌که از آبی که من به او می‌دهم بنوشد، ابد تشنه نخواهد شد، بلکه آن آبی که به او می‌دهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی می‌جوشد.»

 زن بدو گفت: «ای آقا آن آب را به من بده تا دیگر تشنه نگردم و به اینجابجهت آب کشیدن نیایم.»

عیسی به او گفت: «برو و شوهر خود رابخوان و در اینجا بیا.»

زن در جواب گفت: «شوهر ندارم.» عیسی بدو گفت: «نیکو گفتی که شوهر نداری!

 زیرا که پنج شوهر داشتی وآنکه الان داری شوهر تو نیست! این سخن راراست گفتی!»

 زن بدو گفت: «ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی!

 پدران ما در این کوه پرستش می‌کردند و شما می‌گویید که در اورشلیم جایی است که در آن عبادت باید نمود.»

 عیسی بدوگفت: «ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی می‌آید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد.

 شما آنچه را که نمی دانیدمی پرستید اما ما آنچه را که می‌دانیم عبادت می‌کنیم زیرا نجات از یهود است.

 لیکن ساعتی می‌آید بلکه الان است که در آن پرستندگان حقیقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهندکرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است.

 خدا روح است و هر‌که او را پرستش کند می‌باید به روح و راستی بپرستد.»

زن بدو گفت: «می‌دانم که مسیح یعنی کرستس می‌آید. پس هنگامی که او آید از هر چیزبه ما خبر‌خواهد داد.»

عیسی بدو گفت: «من که با تو سخن می‌گویم همانم.»

 يوحنا 1:4  26:4

بالای صفحه

 

 

 

 

 

عیسی یگانه راه به سوی خدا

«دل شما مضطرب نشود! به خدا ایمان آورید به من نیز ایمان آورید.

 در خانه پدر من منزل بسیار است والا به شما می‌گفتم. می‌روم تا برای شما مکانی حاضر کنم،

 و اگربروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، بازمی آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.

 و جایی که من می‌روم می‌دانید و راه را می‌دانید.»

 توما بدو گفت: «ای آقا نمی دانیم کجا می‌روی. پس چگونه راه را توانیم دانست؟»

 عیسی بدو گفت: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ‌کس نزد پدر جز به وسیله من نمی آید.

 اگر مرا می‌شناختید، پدر مرانیز می‌شناختید و بعد از این او را می‌شناسید و اورا دیده‌اید.»

يوحنا 1:14  7:14

بالای صفحه

 

 

 

 

 

 

حکم اعظم

اما چون فریسیان شنیدند که صدوقیان را مجاب نموده است، با هم جمع شدند.

و یکی از ایشان که فقیه بود، از وی به طریق امتحان سوال کرده، گفت:

«ای استاد، کدام حکم در شریعت بزرگتر است؟»

عیسی وی را گفت: «اینکه خداوند خدای خود را به همه دل و تمامی نفس و تمامی فکر خود محبت نما.

این است حکم اول و اعظم.

و دوم مثل آن است یعنی همسایه خود را مثل خود محبت نما.

بدین دو حکم، تمام تورات و صحف انبیامتعلق است.»

متي 34:22  40:22

بالای صفحه

 

 

 

 

 

 

 

06/05/2009